سر ما و آستان سلطان طوس
سلام
![]()
جاتون خالي . چهارشنبه ساعت ۲۰:۱۰ عازم مشهد شديم و جمعه صبح ساعت ۹:۱۰ برگشتيم.
فقط رفتم به آقا بگم ويزاي مارو امضا كنه تا زائر حسين (ع) بشم. شب جمعه كه شب ولادت امام هادي(ع) بود به دلم افتاد آقا برات كربلا رو داده.
يادمه وقتي بابام خدابيامرز، اولين بار كه نوه دار شده بود از فرط خوشحالي هرچي ميخواستي ازش ميتونستي بگيري.
همين خاطره تو حرم يادم اومد و چنان بغضم تركيد كه بيا و ببين و همونجا دامن آقا رو گرفتمو به جوادش قسم دادمو گفتم كه امشب كه سرمست نوه دار شدني، اونم گل پسري كه پيشواي دهم ماست منو از در خونت رد نكن.
از گريه هام متوجه شدم آقا دست خالي برم نگردونده.
تابعد
علي مدد
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۵/۱۰/۱۶ ساعت 16:36 توسط احمدك
|
من یه الف بچه ام