من نالایق و عنایات ارباب

سلام

دوباره ارباب و ولی نعمتمون گوشه چشمی به ما انداختند و مارا برای پابوس دعوت کردند.

یه ماموريت اداري پیش اومد که باعث شد از فردا، يكشنبه تا جمعه مهمون علی ابن موسی الرضا (ع) باشیم.

حرم علي ابن موسي الرضا

البته فکر نکنین که توي اين ماموريتها  حلوا خیر میکنن.

نه این خبراهم نیست.

چنان مث ... کار میکنیم که از شدت خستگی هر فرصتی رو برا خواب استفاده میکنیم.

خستگي

اينم سند خستگي

اينم سند حرفم كه از شدت خستگي تو حاشيه يكي از همين ماموريتاي مشهد اينطوري مث جنازه پس افتادم.

سر ما و آستان سلطان طوس

سلام

حرم يار

جاتون خالي . چهارشنبه ساعت ۲۰:۱۰ عازم مشهد شديم و جمعه صبح ساعت ۹:۱۰ برگشتيم.

فقط رفتم به آقا بگم ويزاي مارو امضا كنه تا زائر حسين (ع) بشم. شب جمعه كه شب ولادت امام هادي(ع) بود به دلم افتاد آقا برات كربلا رو داده.

يادمه وقتي بابام خدابيامرز، اولين بار كه نوه دار شده بود از فرط خوشحالي هرچي ميخواستي ازش ميتونستي بگيري.

همين خاطره تو حرم يادم اومد و چنان بغضم تركيد كه بيا و ببين و  همونجا دامن آقا رو گرفتمو به جوادش قسم دادمو گفتم كه امشب كه سرمست نوه دار شدني، اونم گل پسري كه پيشواي دهم ماست منو از در خونت رد نكن.

از گريه هام متوجه شدم آقا دست خالي برم نگردونده.

تابعد

علي مدد

مقدمات سفر رییس جمهور و دعای عرفه در دوکوهه

سلام

خیلی عجله ای باید بنویسم

پادگان دوكوهه

دوكوهه قطعه اي از خاك كربلاست

بعد از کلی دوییدن دنبال ویزای عراق که خیر سرمون میخواستیم جزو زائرای روز عرفه ارباب بی کفن حضرت اباعبدالله (ع) باشیم بالاخره دریافت ویزا برای تاریخ یک روز بعد از عرفه محقق شد.

سر خورده و بایه حال درب و داغون  برای یه سری کارای مقدماتی سفر استانی رییس جمهور که این بار قرعه به نام استان خون و مقاومت خوزستان افتاده بود راهی شدیم.

اما این بار سفر زمینی بود هرچند ماشین دنده اتوماتیک و دکمه مخصوص حرکت در برفو، اینارو داشت ولي يه شب مارو مهمون گردنه هاي يخبسته لرستان كردو تودماي ۱۵- درجه بيابونگردمون كرد.

بالاخره پامون به استان خوزستان رسيد و اول راه در غروب شهادت امام باقر (ع)عرض ارادتي به صاحت قدسي شهدا در دكوهه كرديم اما اين بار يه تفاوتهايي با گذشته داشت. ساختمانهايي كه مكين آن زماني شهدا بودند و الان ارتش گرفته به سلامتي خانه سازماني دوستان ارتشي شده و صداي ونگ ونگ بچه ها و بازي دختران و پسران تمام فضا را پر كرده.....

البته دوستان ارتش آن هم از نوع عقيدتي سياسي در غروب دلگير دوكوهه كه به اتفاق با شهادت امام باقر (ع)مصادف شده بود از ما بايك موسيقي از عزيزان خواننده دي جي مثل چاوشي و بنيامين و... كه در محوطه پخش ميكردند استقبال گرمي داشتند.....

بالاخره از دوكوهه رفتيم و با شروع يك كار شبانه روزي مقدمات يه سفر استاني ديگه رو در استان فراهم كرديم....

در راه برگشتن قبل غروب دوباره به دوكوهه رسيديم و توفيق شد عرفه را در قطعه اي از خاك كربلا درك كنيم ....

شايد رابطه ويزاي يك روز بعد از عرفه و دعاي عرفه در دوكوهه را بتوانيم پيدا كنيم....

ان شاالله به زودي نايب الزياره در كربلا خواهم بود...

برای کاغذ پاره هایی به نام قطعنامه شورای امنیت

خدا با ماست

سجاده ای داریم به وسعت زمین و قبله ای به عمق هستی و صفوفی به زیبایی اقیانوس و ایمانی راسخ تر از کوه ها و آیاتی به دل انگیزی حقیقت.


ما همواره به امامت نور خورشید نماز می گذاریم.


ما که از برای خدا و در راه رضای او می جنگیم، برای خوش آیند هیچ شیطانی حاضر به صلح نیستیم و از میان همه باغ ها بهشت را دوست تر می داریم.


صدای خروش ما، سرود فتح ما، بانگ جهاد ما، شعر حیات ما، غریو خشم ما، آیه نماز ما و اذان زندگی ما همه یکی است ... الله اکبر الله اکبر


ما از میان تمامی انبیا، محمد را و از میان تمامی رهبران، علی را و از میان تمامی مجاهدان، حسین را و از میان تمامی قصه ها، قیام را و از میان تمامی کتاب ها، قرآن را برگزیده ایم و تا محو ظلم و بت پرستی حتی یکدم از مبارزه دست بر نمی داریم ...

 

 

خون مردم و توی شیشه کردیم

سلام

بعد از این غیبت صغری و یا شاید هم کبری که به دلیل درگیر بودن در اجرای یک انتخابات سالم!!! بود دوباره سرو کلمون پیدا شد.

علیرغم رای آوردن افرادی که مورد نظر و وثوقم بودند اصلا از نتیجه انتخابات خوشحال نشدم

فکر میکنم برای دولت دکتر احمدی نژاد خیلی زود بود که اینطوری از مردم رو دست بخوره و در اولین جشن تولد دولت رییس ستاد انتخابات رییس جمهور و مشاور جوان رییس جمهور و معاون تشریفات نهاد ریاست جمهوری و سر دبیر سایت خدمت که منتسب به رییس جمهوره و دیگر عزیزان نور چشمی دولت که میخواستن رایحه خوش خدمتگذاری رو به مردم بچشونن رای نیارن.

و يا شايدهم مث برخي اظهار نظرها اين جواب مردم بود به اونهايي كه قصد داشتند دولت رو به انحصار خودشون در بيارن.

البته شاید هم لازم بود تلنگری به شیشه نازک تنهایی دولت بخوره تا قبل از اینکه یه ترک گنده روش بیفته یادشون بیاد (یا بهتره بگم یادشون نره) که این مردم هستند که سرنوشت نظام رو تعیین میکنند. همین مردمی که امروز من و امثال من رو سر کار گذاشتن اگر ما خوب نوکری نکنیم به راحتی ما رو کنار میزارن.

ولی از همه اينها بگذريم اونچه در این انتخابات خوشحال کننده بود  افزایش ۳۵ درصدی و حضور گسترده مردم پای صندوق های رای بود که به راستی این پیروزی واقعی همه گروهها و احزاب و ائتلاف هاست و همین عامل اصلی که ما دشمن شاد نشدیم.

هر چند که برای به پای صندوق کشیدن خلق الله ما خون مردم رو تو شیشه کردیم

خون مردمو تو شيشه ميكنيم

اينم سندش