سلام
حلول ماه مبارك رمضان رو به همه دوستان عزيزم تبريك ميگم.
چند بار خواستم مطلب جديد بنويسم اما هر بار ديدم مطلب قبلي (كودتا عليه رهبري در دولت اصلاحات) هنوز تازگي داره...
اما چرا كم پيدا بوديم...
مدتي بود كه به لطف دوستان سبزمون و با يك گلوله چند گرمي امريكايي يا شايد هم انگليسي (بخاطر اينكه كاليبر گلوله از يك نوع سلاح نا متعارف در ايران بود) راهي بيمارستان شده بودم. البته هنوز بهبودي كامل حاصل نشده و بعد از يك مدت حركت چهار پايي (به كمك دو عصا) به تازگي به لطف فيزيوتراپ و آب درماني سه پايي (تك عصا) شديم.
حالا بماند كه دوستان هم ميهن نما چه طور مزد تلاش شبانه روزي چند ماهه براي برگزاري يك انتخابات سالم رو ساعت 5 روز شنبه 23/3/88 با گلوله دادن. كه دستشون رو هم از راه دور ميبوسم.
![]()
![]()
چند روز پيش در محفلي با حاج غلام خواهر زاده طيب حاج رضايي، آزاد مرد عصر خميني(ره) كه حر وار به سپاه حسين زمان پيوست، آشنا شدم. حرفاي قشنگي ميزد و باهاش خيلي حال كردم.حتما يه گفتگوي مفصل باهش انجام ميدم و يه جا منتشر ميكنم.
اما فعلا اين يه جمله يادگاري:
اين روزها صداي شعبون بي مخ ها بلند شده.
اما هنوز طيب ها بيدارن
يا علي