مولاي متقيان علي (ع) كه در ايام شهادت جانسوز ايشان به سر ميبريم به عنوان نماد عدالت در تمامي طول تاريخ، در ساختار نظام حكومت اسلامي بر پايه عدالت محوري خواهان سپردن امور به تواناترين و داناترين افراد بودند.
اميرالمومنين (ع) بر اين اعتقاد بودند كه "كار مردم جز به شايستگي زمامداران سامان نميابد و آفت كارها ناتواني كاركنان است".
متاسفانه در اين اواخر شاهد آن بوديم كه ريس جمهور محبوب و مردمي در اقدامي سوال برانگيز، براي تصدي مسوليت مهم و حساس وزارت كشور كردان را به مجلس معرفي نمود كه مسلما اين گزينه خيرالموجودين گزينه هاي موجود براي اين پست نبود.

از سوي ديگر جناب دكتر احمدي نژاد در مصاحبه مطبوعاتي خود قبل از سفر به نيويورك در يك موضع گيري شگفت آور، اظهارات اسفنديار رحيم مشايي در مورد مردم اسراييل! را موضع دولت بيان كرد!.

هرچند كه مقام معظم رهبري در بيانات گهربار و حكيمانه خود در نمازجمعه گذشته اين مواضع را غلط و پوچ عنوان كردند و حجت را بر همه تمام نمودند.
البته با شناختي كه از شخص دكتر احمدي نژاد نسبت به پايبندي به گفتمان عدالت و اعتقاد به نابودي اسراييل دارم، تحت فشار بودن دولت براي چنين انتخابي، توسط برخي لابي هاي سياسي در قدرت و حتي دولت كه نياز به بازنگري در برخي اطرافيان دكتر را بيش از پيش گوشزد ميكند و اطمينان چشم و گوش بسته رييس جمهور به مشايي در چنين اظهار نظري را مي توان به عنوان دلايل اين اقدامات دانست كه اين خود جاي بسي تعجب، تامل و تاسف دارد.
امروز بعد از گذشت بيش از سه سال از حضور فعال يك نيروي متعهد، متخصص و حزب اللهي كه خود را سرباز كوچك ولايت ميداند، شاهد آن هستيم كه سيد مهدي هاشمي با روي كار آمدن كردان، از وزارت كشور خداحافظي ميكند و پتانسيل موجود در يك نيروي همسو با رييس جمهور را به راحتي از دست ميدهيم.

البته پيش از اين نيزعليرغم اصرار كردان براي ادامه فعاليت، شاهد خروج سعيدي يكي ديگر از نيروهاي ارزشي كه بار مسوليت حساس حوزه وزارتي را بر دوش ميكشيد از وزارت كشور بوديم.
چندي پيش نيز خبر استعفاي مهندس افشار از سمت معاونت سياسي وزارت كشور را شنيديم. البته پيش از اين نيز داوود احمدي نژاد، (كه امين رييس جمهور و معاون بازرسي نهاد رياست جمهوري بود) که گفته شد به خاطر اختلاف بر سر انتخاب کردان،از دولت خداحافظی کرد.
تنها دليلي كه ميتوان براي خروج اين نيروهاي دلسوز نظام از وزارت كشور متصور شد، اين است كه نخواستند با ماندن خود براي وزير كشور جديد (كه حاشيه هاي فراواني در مورد مدرك تحصيلي و سوابق كيفري و سوء مديريت و ... را با خود يدك ميكشد) ضامن مشروعيت وی بشوند و از سوي ديگر مهر تاييد نيروهاي حزب اللهي برای او تلقي نشوند. از طرفی با اين همكاري فصل تاريكي در پرونده روشن فعاليتهاي خود باز نكنند و جوابگوي درگاه الهي باشتد.
البته بايد دولت را بر اين خطر توجه داد كه امروز اين نيروهاي متعهد از بدنه بخشي از دولت جدا شدند و ممكن است در بخش ديگري از قوه مجريه، كشور و دولت را ياري كنند، اما زماني كه نيروهاي حزب اللهي و دلسوز نظام خانه نشيني را به فعاليت در دولت ترجيه بدهند آن روز، روز افول و به قهقرا رفتن شعار عدالت محوري دولت و فاصله گرفتن از آرمانهاي انقلاب و امام است.

با كمال تاسف بايد گفت چنين انتخابي براي وزارت كشور از سوي رييس جمهور و حمايت همه جانبه ايشان از مواضع اشتباه و غلط رحيم مشايي درباره دوستي با مردم اسراييل! كه سياهي لشكر نظام نامشروع و تروريسم صهيونيسم هستند، باعث ميشود تا به پايگاه اجتماعي جريان معتقد به گفتمان دولت نهم كه همانا عدالت محوري ميباشد آسيب جدي وارد شود و از خوشبيني و اميد مردم شريف نسبت به چنين رويكردي كاسته خواهد شد.
در پايان بايد گفت كه بزرگترين بي عدالتي در حق عدالت نگاه يكسويه به مبحث عدالت است و با چنين نگاهي از گسترش عدالت در ابعاد مختلف جلوگيري ميشود.