اول سلام
بعد از این وقفه طولانی بالاخره سر و کلم پیدا شد. اما این دفعه با یه مطلب که نه با یه پست متفاوت.
یه سوال از حضورتون داشتم. می خواستم بدونم آخرین باری که حموم رفتین کی بود؟ البته جسارت نشه ها ....
یادش بخیر قدیما که بچه تر از حالا بودیم با مرحوم پدرم جمعه ها میرفتیم حموم بیرون. آفتاب از نورگیر سقف حموم داشت ما ها رو نیگاه میکرد ما هم برا اینکه بهتر ببینه میرفتیم زیر نورش میخوابیدیم. اما چشتون روز بد نبینه. امان از اون موقع که بابا جون با کیسه میفتاد به جونمون. سرخ میشدیم مثل لبو. ولی با همه اینا بعد حموم اون نوشابه تگریه یه حال دیگه ای داشت. بعدشم که میرسیدیم خونه آبگوشت و قصه ظهر جمعه و قص علی هذا.....
همه اینا رو گفتم که بدونیم برای آخرین حموم عمرمون آماده ایم یانه.همون حمومی که دیگه هرچقدرم کیسه رو محکم بکشن صدات در نمیاد. ولی این نکته رو توو پرانتز بگم که من وقتی بابامو میشستم سعی کردم اذیت نشه چون گذشته ها گذشته بود.....
حالا این تصاویر حموم آخر و با هم ببینیم و بعد یه کمی فکر کنیم




خوب فکر کردین....
کاش میدونستم بعد این حموم هم نوشابه حال میده؟![]()
تا بعد در پناه مولا علی

قبل التحریر
برادران و خواهران عزیز
حتما خودتون به برکت وجودی حضرت امام خمینی(ره) واقف هستید٬ ولی ذکر و یادآوری مجدد این موضوع به قول مرحوم میرزا اسماعیل نشان از اهمیت موضوع دارد.
به هر حال دیروز توفیق رفیقمون شد تا به همراه اعضای ستاد مرکزی بزرگداشت حضرت امام (ره) خدمت جناب مستر پرزیدنت برسیم و در یک فضای بسیار صمیمی رهنمودهای وی رو برای برگزاری هرچه باشکوتر این مراسم بشنویم.
آقای شهردار سابق و رییس جمهور فعلی در این جلسه مطلبی گفت که چون میدونم هیچ جا دیگر مطرح نخواهد شد در این مجال برای شما نقل میکنم.
حین التحریر
دکتر احمدی نژاد در این نشست به اون برکت وجودی حضرت امام(ره) که در بالا ذکر شد اشاره ای کرد و گفت: همین امروز صبح یک نامه از یک شهروند مسیحی در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی به دستم رسید که در اون نامه بعد از کلی لطف که در حق ما کرده ٬ نوشته بود ((شما باید بدانید که امام خمینی(ره) فقط رهبر ایران یا کشورهای اسلامی نیست بلکه او رهبر تمامی آزادیخواهان جهان است و ما نیز همچون شما وجود حضرت امام خمینی(ره) را برکتی در عصر خود میدانیم..... ما همانند شما در انتظار یک اتفاق بزرگ که قراراست رخ بدهد هستیم در انتظار یک منجی برای آزادی بشریت از زیر یوغ ظلم و ستم......))
بعد التحریر
* باز تاکید میکنم که در برابر کاریزمای امام نه فقط لالم بلکه کر و کور و گنگ هم هستم.
* از اون برکت وجودی همین بس که به برکت ایشان زیارت رهبر عزیز انقلاب و رییس جمهور محبوب به بهانه امام(ره) نصیب ما شد.
* آدم اگه هر روز دکتر احمدی نژاد و ببینه بازم سیر نمیشه چه برسه به حضرت آقا.

قبل التحریر
حرف برای گفتن زیاد داشتم و مطلب هم بسیار آماده کرده بودم برای گذاشتن تو وبلگم مثل یه ماجرای خنده دار از عملیات آزادسازی خرمشهر٬ یه موضوع جدید برا خندیدن در عرصه بین الملل و ....
اما هرکاری می کردم دستم به کیبرد نمیرفت تا بنویسم.
ولی حکمت داشت.
ما که توفیق پیدا کردیم نوکری حضرت امام خمینی(ره) و خادمی زائراشونو در ستاد بزرگداشت حضرت امام بکنیم به همراه دیگر اعضای ستاد مرکزی به دیدار حضرت آقا مشرف شدیم.
حضرت آقا از شخصیت ویژه امام صحبت میکردند که در خلال حرفها یه ماجرای بسیار جالب رو نقل کردند و دیدم که حکمت بر این بوده که چیزی ننویسم تا به این دیدار مشرف بشمو این ماجرا رو که هیچ جا هم مطرح نشد رو عینا از زبان ایشون برا شما دوستان بنویسم.
حین التحریر
حضرت آقا فرمودند:
در دوران ریاست جمهوریم برای شرکت در یک مجمع بین المللی به یک کشور کمونیستی دعوت شده بودم و قرار بود در اونجا سخنرا نی هم داشته باشم.
برای سخنرانی یک متنی رو آماده کرده بودم و طبق روال معمول دیپلماتیک از رییس جمهور و کشور میزبان تشکری کرده بودم و رییس جمهور اون کشور رو در متنم با عنوان «دوست عزیزم» خطاب کرده بودم.
متن سخنرانی رو خدمت حضرت امام بردم تا ایشان هم ملاحظه بفرمایند و نظر بدهند.
بعد از چند روز که متن را دریافت کردم دیدم ایشان در زیر جمله د.ست عزیزم نوشه اند«رییس جمهور یک کشور کمونیست٬ دوست عزیز شما نیست»
بعد التحریر
*واقعا که من در مورد کاریزمای امام لالم و نمیتونم هیچ حرفی بزنم.
*اما چه لذتی داشت دیدن سیمای دلربای حضرت آقا.
*راستی فیلم جدید آقای ده نمکی (کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟) رو هم که دیشب اکران خصوصیش بود با اهل و عیال دیدیم که برا اونم کلی حرف دارم ولی باشه برا بعد.